شعر
در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود، صد جان منی…
در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود، صد جان منی…
ه عاشق ده تو هر جا شمع مردهست
که او را صد هزار انوار باشد
وگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد
شراب عاشقان از سینه جوشد
حریف عشق در اسرار باشد
به صد وعده نباشد عشق خرسند
که مکر دلبران بسیار باشد
وگر بیمار بینی عاشقی را
نه شاهد بر سر بیمار باشد
سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد
علف خواری نداند جان عاشق
که جان عاشقان خمار باشد
ز شمس الدین تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد

آنکه به دل اسیرمش
در دل و جان پذیرمش
گر چه گذشت عمر من
باز ز سر بگیرمش
| نقش | امام اول شیعیان خلیفهٔ چهارم اهل سنت |
|---|---|
| نام | علی بن ابیطالب |
| کنیه | ابوالحسن، ابوتراب |
| لقب(ها) | امیرالمؤمنین، مرتضی، اسداللّه، حیدر کرار، سید عرب، سیدالمسلمین، امامالمتّقین |
| زادروز | ۱۳ رجب سال سیامعامالفیل (۲۳ قبل از هجرت) |
| زادگاه | کعبه، مکه، حجاز |
| درگذشت | ۲۱ رمضان ۴۰ هجری |
| مدفن | حرم علی بن ابیطالب،نجف، عراق |
| محل زندگی | عربستان و عراق |
| پدر | ابوطالب |
| مادر | فاطمه بنت اسد |
| همسر(ان) | فاطمه، امالبنین، اسما دختر عمیس، فهرست کامل |
| فرزند(ان) | حسن، حسین، محمد حنفیه،زینب، عباس، امکلثوم،محسن (مورد اختلاف)،ابوبکر، عمر، عثمان، فهرست کامل |
| طول عمر | ۶۳ سال (۳۰ عامالفیل – ۴۰ هجری) |
| خلافت | ۴۰–۳۵ هجری |
| خلیفه پیشین | عثمان |
| خلیفه پسین | حسن / معاویه |
| امامت | ۴۰–۱۱ هجری |
| پیامبر پیشین | محمد |
| امام پسین | حسن |
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد
| جان جهان دوش کجا بودهای | نی غلطم در دل ما بودهای | |
| آه که من دوش چه سان بودهام | آه که تو دوش که را بودهای | |
| رشک برم کاش قبا بودمی | چون که در آغوش قبا بودهای | |
| زَهره ندارم که بگویم تو را | بی من بیچاره کجا بودهای | |
| آینهای رنگ تو عکس کسی است | تو ز همه رنگ جدا بودهای | |
| رنگ رخ خوب تو آخر گواست | در حرم لطف خدا بودهای |
دركنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام
هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان
هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام
آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد
آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام
درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام
در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم كرده ام
گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم كرده ام
{مولانا}
نام احمد،نام جمله انبياست
چون که صد امد،نود هم پيش ماست
پروردگارا! زبانم را به هدایت گویا ساز وتعلیم خدا ترسی وتقوای مرا الهام کن وبه آن عملی که نیکو وپاکیزه تر است،موفق بدار (صحیفه سجادیه).
میلاد پیامبر مهربانی ها حضرت محمد مصطفی (ص) و میلادپرچم دار ولایت علوی حضرت امام جعفر صادق (ع) برشما مبارک باد.